تبليغاتX
روستای زاویه کیوی ومنطقه خورشرستم
 

زبان مادری و رابطه آن با حقوق بشر

علیرغم اینکه دنیا همه ساله ۲۱ فوریه را بعنوان "روز جهانی زبان مادری" گرامی می دارد اما هنوز هم در برخی کشورهای جهان بخاطر زبان مادری حقوق بنیادین و آزادیهای مدنی انسانها نقض شده و سیاست تبعیض سیاستماتیک در حال اعمال شدن است.

زبان با اینکه وسیله ای است که ما را دنیوی و انسانی می سازد اما بخاطر آن نقض حقوق بشر و تبعیض در طول تاریخ انسانی هیچ وقت کم نبوده است.
 بیشتر مواقع در یک جامعه با استفاده از قدرت حکومتی سعی در حاکم شدن یک زبان و سیاست نابودی و بی تاثیری دیگر زبانها در دست گرفته شده است. در روزگار ما در اطراف زبان مجموعه ای بعنوان نقض حقوق بشر موجود می باشد.

در خصوص زبان لازم است این نکته را آشکار و واضح ابراز داشت که: همانطوریکه در جهان هیچ زبانی مقدس نیست هیچ زبانی هم از زبانی دیگر بهتر و برتر نیست.

در مساله زبان و حقوق بشر، مرکزیت با زبان مادری است. زبان مادری یک فرد بعنوان اولین چیزی است که او یاد می گیرد و برای همیشه در زندگی اش زبانی است که آن را بکار می برد. حق تحصیل به زبان مادری هم چون حق زندگی، مالکیت، اعتقاد،تحصیل و...جز مجموعه حقوق بنیادین و آزادیهای مدنی قرار دارد.

هر فرد می تواند زبانی را بعنوان زبان مادری خود بیان کند و انتخاب یک زبان از طرف فرد باید مورد قبول دیگر انسانها قرار گرفته و به آن احترام گذاشت. دولتها نمی توانند یک زبان را در جایگاه زبان مادری به انسانها تحمیل کنند.

دولتها باید امکان تحصیل به زبان مادری را در مدارس فراهم بیاورند و تمامی ارگان های دولتی باید در سطح بالایی خدمات چند زبانی ارائه دهند . در کشوری که زبان مادری افرادی بعنوان زبان رسمی نباشد باید شرایط یاد گیری آن زبان برای آنها فراهم شود. هرگونه عملی خارجی برای تعغییر زبانی یک مسئله جدی نقض حقوق بشر است. دولت نباید زبانی را ایجاد کند و یا به هر نحوی تعغییر دهد. تعغییرات در زبان باید در یک روند طبیعی صورت بپذیرد.

هیچ کسی نباید بخاطر زبان مادری اش از حقوق و آزادیهایش محروم شده و یا بخاطر آن در مقابل فرد دیگری در موقعیت بهتری قرار گیرد و این شرایط از واجبات حقوق بشر است.

وجود یک جامعه با یک زبان و فرهنگ حاکم ابدی وجود ندارد. ارزش گذاشتن به چند زبانی و اهمیت دادن به زبان مادری افراد مختلف یکی از لازمات جامعه مدرن انسانی می باشد. از اینرو در آستانه سالتحصیلی جدید همه خواستار این باشیم که به زبانهای متکلم غیر فارس در ایران حق و آزادیهای لازم را داده و اقدامات لازمه در جهت استقاده از چند زبانی در سیستم تحصیلی را فراهم آورند.


 

نوشته شده توسط مهدی درخشان در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 11:27 موضوع | لینک ثابت


مقاله تحلیلی بر جایگاه مسکن روستایی در برنامه های کلان کشور ارائه شده در کنفرانس ملی مسکن توسط آقای

تحليلي بر جایگاه مسكن  روستایی  در برنامه های کلان کشور

 

 

مهدی درخشان [1]، تقی حیدری[2]

1- تهران ، دانشگاه تربیت مدرس

 2- تهران ، دانشگاه تربیت مدرس

 

 

 

 

 

چكيده

 

 

با توجه با اينكه بيش از نيم قرن از شكل گيري نظام مدون توسعه در كشور مي گذرد ، تامين فضاي زندگي شهري و روستايي و مسكن مناسب  همواره بخشي از برنامه ها را به خود اختصاص داده است . عليرغم توجهي كه در برخي برنامه ها خصوصا پس از انقلاب اسلامي ، در مورد روستاها صورت گرفته به نظر مي رسد  تا تحقق فضاي زيستي كالبدي مناسب كماكان فاصله  بسيار است . در اين مقاله با ارزيابي برنامه هاي توسعه قبل و بعد انقلاب جايگاه  مسكن روستايي را در آنها مورد بررسي قرار داديم ، كه كاستي هاي صورت گرفته در مورد مسكن را به نمايش مي گذارد . ما با استفاده از سه شاخص نوسازي ، مقاوم سازي و اعتبارات بانكي و دولتي براي مسكن روستايي در برنامه هاي توسعه را تحليل كرديم . نتيجه اين بود كه در برنامه هاي قبل انقلاب هيچ توجهي به روستاها و مسكن روستايي نشده است ، در برنامه هاي بعد انقلاب فصلهايي براي مسكن روستايي ذكرشده است و پيش بيني هايي صورت گرفته كه در عمل بسيار ضعيف بوده است و روستا و مسكن روستايي همچنان در انزوا قرار گرفته است.

 

كليد واژه ها :

           مسكن روستايي ، برنامه هاي توسعه ، توسعه روستايي ، سكونتگاه

 



1 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی روستایی دانشگاه تربیت مدرسemail: mehdi.ns87@gmail.com

2 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری دانشگاه تربیت مدرس

انشاا... مقاله کامل بعدا در سایت قرار خواهد گرفت.


 

نوشته شده توسط مهدی درخشان در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 ساعت 14:39 موضوع | لینک ثابت


تصاویر زیبا از زمستان روستای زاویه کیوی

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهدی درخشان در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت 16:45 موضوع | لینک ثابت


نگاهي به موانع مشارکت زنان در توسعه روستايي

مشارکت به معناي حضور زنان در تمام مراحل توسعه، بررسي نيازها، شناسايي مشکلات، برنامه ريزي، مديريت، اجرا و ارزشيابي است. برابري مشارکت در يک جامعه مردسالار به آساني به دست نخواهد آمد، چنين امري نيازمند مشارکت دادن زنان، به ويژه زنان روستايي در پروژه هايي است که آنان در آن به نحوي ذي نفع هستند.جمعيت روستا نشين ايران، همواره نقشهاي گوناگوني را در امر توليد و توزيع عهده دار بوده اند. بخش کشاورزي، تامين کننده حدود يک سوم اشتغال، بيش از چهارپنجم نيازهاي غذايي کشور، نيمي از صادرات غيرنفتي، نه دهم نياز صنايع به محصولات کشاورزي و يک پنجم توليد ناخالص داخلي کشور است.  در تمامي جوامع، زنان روستايي به عنوان يک عامل مهم در نيل به اهداف توسعه روستايي مطرح بوده و در واقع نيمي از نيروي انساني مورد نياز توسعه روستايي مي باشند، با اين حال، در جامعه روستايي ايران، ميان طبقه حاکم(صاحبان سرمايه) و روستاييان، ميان شهري و روستايي، ميان باسواد و بي سواد و ميان مرد و زن، شکاف عميقي وجود دارد.  زنان به ويژه در روستاها از امکانات کمتري از لحاظ ميزان سرمايه، اعتبار و قدرت برخوردارند. ميران نقش آفريني زنان روستايي، بيش از مردان، تحت تاثير شرايط و عوامل گوناگون اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و اکولوژيکي قرار دارد.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهدی درخشان در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 ساعت 15:37 موضوع | لینک ثابت


رشد وتوسعه روستا

به نظر مي‌رسه كه براي دستيابي امر رشد و توسعه پيدا كردن يك راه‌حل كفايت نمي‌كنه. روستا يك پديدة جغرافيايي (اجتماعي- فضايي) در پهنة سرزمين كشور ماست. شايد عوامل ساختاري در سطوح مختلف بويژه در سطح كلان جامعه (سياست‌هاي اقتصادي و اقتصادهاي سياسي و ايدئولوژي حاكم) در زمرة عوامل اصلي و موثر بر رشد و توسعه نه تنها روستا بلكه كل يكپارچة كشور هست. شايد فرهنگ مديران در برهه‌اي از زمان عامل مهمتري از فرهنگ روستاييان در امر توسعه باشه. روستاييان و كشاوزان افرادي مستعد، فعال و داراي دانش بومي در زمينة معيشت و زندگي خودشون هستند ولي اينكه چقدر ساختارهاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي ما در خدمت امر توسعه هست جاي سوال دارد.

از نظر من در شرايط نخستين اقتصاد عامل تعيين كننده‌تري نسبت به فرهنگ هست و در برهه‌اي از زمان داراي اهميت مساوي و در ادامه فرهنگ نقش تعيين كنندگي رو بعهده مي‌گيره. البته يادمون باشه كه در حال حاضر سياست اقتصادي و اقتصاد سياسي و در ادامه فرهنگ سياسي و سياست فرهنگ از اهميت بالايي برخوردار مي‌شه. همينطور كه مي‌بينين همه چي به سياست و بويژه عامل قدرت و عملكرد اون در فضا و مكان برمي‌گرده.
فرهنگ هم بايد در جريان زندگي شكل بگيره. دغدغه‌هاي اصلي زندگي فروكش كنه تا مجال براي عرض اندام بقيه فراهم بشه.
و اما در حال حاضر اگر اقتصاد سياسي و سياست اقتصادي رو به كناري بگذاريم. به نظر در كنار دادن وزن بيشتر به عامل اقتصاد در رشد و توسعه روستا روي عامل فرهنگ هم كار بشه. اقتصاد نقش تعيين كننده‌تري از عامل فرهنگ داره. و اينها همه نظر منه. تا نظر ساير دوستان چي باشه ؟


 

نوشته شده توسط مهدی درخشان در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 ساعت 14:12 موضوع | لینک ثابت


توسعه روستايي چيست؟

 

 

توسعه روستايي چيست؟

 

مقدمه

انسان پيش از آموختن كشاورزي و كشف فنون و ابزارهاي مختلف, براي تامين نيازهاي زندگي خود به كوچ و چندجانشيني مي‌پرداخت. انسان‌ها براي تامين غذاي موردنياز خود و يافتن مكاني مناسب براي سكونت, به مكان‌هاي مناسب داراي منابع طبيعي (مرتع, آب, حيوانات) مهاجرت مكليه حقوق مادي و معنوي اين سند, كه بخشي از يك گزارش مفصل مي‌باشد, متعلق به سازمان همياري اشتغال فارغ‌التحصيلان مي‌باشدي‌نمودند. از زماني كه انسان كشاورزي را آموخت و توانست ابزارهاي مورنياز زندگي خود را بسازد به يكجانشيني روي آورد و روستاها متولد شدند. روستاها يا دهات, اولين مراكز اجتماعي زندگي نوين انسان محسوب مي‌شوند.

طبق تحقيقات باستان‌شناسان, قديمي‌ترين دهكده‌هاي جهان كه تاكنون بوسيله حفاران پيدا شده, در خاورميانه واقع است. دو روستا در ”جارمو“ و ”تپه سربين“ واقع در ايران و عراق امروزي, نشان مي‌دهد كه يكجانشيني يا تشكيل اجتماعات روستايي, دست‌كم به 10000 سال پيش بر مي‌گردد.

با رشد و تكامل مراكز روستايي و ظهور كسب‌وكارهايي غيرازكشاورزي (تجارت, خدمات, حكومت‌) شهرها بوجود آمدند. بخاطر تمركز بالاي جمعيت در مناطق شهري توام با رشد پرشتاب صنايع و خدمات, به سرعت شهرها توسعه پيدا كردند در حاليكه روستاها به كندي حركت نمودند.

 

روستا چيست؟

”ده“ (يا ”قريه“) به معني سرزمين است. از نظر تقسيمات كشوري, ”ده“ (يا ”روستا“ ويا ”آبادي“) در ايران, كوچكترين واحد سكونتي و اجتماعي-سياسي است. كشور به چندين استان (داراي استاندار), هر استان به چند شهرستان (داراي فرماندار), و هر شهرستان به چند بخش (داراي بخش‌دار), و هر بخش به چند شهر (داراي شهردار) و روستا (داراي كدخدا) تقسيم مي‌شود. البته به مجموعه‌اي از چندين ده هم دهستان گفته مي‌شود كه مسؤول آن دهيار ناميده مي‌شود.

مطابق سرشماري‌هايي كه در كشور انجام مي‌شود, به نقاطي كه كمتر از 5000 نفر جمعيت داشته باشند روستا, و به نقاط بيش از 5000 نفر شهر گفته مي‌شود. البته استثنائاتي نيز (عليرغم ملاك مذكور) وجود دارد. مردم روستا, از طريق كشاورزي امرار معاش مي‌كنند به همين جهت بعدها, در تعريف روستا, شغل كشاورزي نيز به عنوان اساس كار روستاييان اضافه گرديد. البته تعاريف ديگري نيز از روستا (يا ده) در كشور وجود دارد كه از مجموع آن‌ها مي‌توان اين تعريف را ارايه نمود:

روستا, عبارت از محدوده‌اي از فضاي جغرافيايي است كه واحد اجتماعي كوچكي مركب از تعدادي خانواده كه نسبت به هم داراي نوعي احساس دلبستگي, عواطف و علائق مشترك هستند, در آن تجمع مي يابند و بيشتر فعاليت‌هايي كه براي تامين نيازمندي‌هاي زندگي خود انجام مي‌دهند, از طريق استفاده و بهره‌گيري از زمين و در درون محيط مسكوني‌شان صورت مي‌گيرد. اين واحد اجتماعي كه اكثريت افراد آن به كار كشاورزي اشتغال دارند در عرف محل, ده ناميده مي‌شود [20].

براساس مطالعات جهاني, تعريف روستا در كشورهاي مختلف,‌ داراي تفاوت‌هايي مي‌باشد. مثلاً در آمريكا بيشتر بر مفهوم ”مناطق روستايي“ تاكيد مي‌شود كه بيانگر نواحي داراي چگالي جمعيتي كم است در حاليكه در بعضي كشورهاي ديگر همچون ايران نيز روستا بر اساس ميزان جمعيت تعريف مي‌شود. به عنوان مثال, ملاك جمعيت روستا در فرانسه 2000 نفر, در بلژيك 5000 نفر,‌ در هلند 20000 نفر و در ژاپن 30000 درنظر گرفته شده است [20].

 

توسعه روستايي چيست؟

از چند سده اخير و با رشد پرشتاب صنعت و فناوري در جهان, عقب‌ماندگي مناطق روستايي بيشتر عيان گرديده است. از آن‌جاييكه عموماً روستاييان نسبت به شهرنشينان داراي درآمد كمتري هستند و از خدمات اجتماعي ناچيزي برخوردار هستند, اقشار روستايي فقيرتر و آسيب‌پذيرتر محسوب مي‌شوند كه بعضاً منجر به مهاجرت آنان به سمت شهرها نيز مي‌شود. علت اين امر نيز پراكندگي جغرافيايي روستاها, نبود صرفه اقتصادي براي ارايه خدمات اجتماعي, حرفه‌اي و تخصصي‌نبودن كار كشاورزي (كم‌بودن بهره‌وري), محدوديت منابع ارضي (در مقابل رشد جمعيت), و عدم‌مديريت صحيح مسؤولان بوده است. به همين جهت, براي رفع فقر شديد مناطق روستايي, ارتقاي سطح و كيفيت زندگي روستاييان, ايجاد اشتغال و افزايش بهره‌وري آنان, تمهيد ”توسعه روستايي“ متولد گرديد.

بنا بر تعريف, برنامه‌هاي توسعه روستايي, جزئي از برنامه‌هاي توسعه هر كشور محسوب مي‌شوند كه براي دگرگون‌سازي ساخت اجتماعي-اقتصادي جامعه روستايي بكار مي‌روند. اينگونه برنامه‌ها را كه دولت‌ها و يا عاملان آنان در مناطق روستايي پياده مي‌كنند, دگرگوني اجتماعي براساس طرح و نقشه نيز مي‌گويند. اين امر در ميان كشورهاي جهان سوم كه دولت‌ها نقش اساسي در تجديد ساختار جامعه به منظور هماهنگي با اهداف سياسي و اقتصادي خاصي به عهده دارند, مورد پيدا مي‌كند. از سوي ديگر توسعه روستايي را مي‌توان عاملي در بهبود شرايط زندگي افراد متعلق به قشر كم‌درآمد ساكن روستا و خودكفاسازي آنان در روند توسعه كلان كشور دانست [19].

در گذشته بعضي مديران و سياست‌گذاران امر توسعه, صرفاً بر ”توسعه كشاورزي“ متمركز مي‌شدند كه امروز نتايج نشان داده است كه توسعه روستايي صرفاً از اين طريق محقق نمي‌شود. روستا جامعه‌اي است كه داراي ابعاد اجتماعي مختلف است و نيازمند توسعه همه‌جانبه (يعني توسعه روستايي) است نه صرفاً توسعه كسب‌وكار و نظامي به نام ”كشاورزي“. هرچند بايد گفت كه از طريق توسعه كشاورزي موفق نيز الزاماً توسعه روستايي محقق نمي‌شود. چون اولاً فوايد توسعه كشاورزي عايد همه روستاييان نمي‌شود (بيشتر عايد زمين‌داران, بخصوص مالكان بزرگ, مي‌شود), ثانياً افزايش بهره‌وري كشاورزي باعث كاهش نياز به نيروي انساني مي‌شود (حداقل در درازمدت) و اين خود باعث كاهش اشتغال روستاييان و فقر روزافزون آنان و مهاجرت بيشتر به سمت شهرها مي‌شود.

 

استراتژي‌هاي توسعه روستايي

كشورها و مناطق مختلف جهان, متناسب با شرايط و اولويت‌ها, رويكردها و استراتژي‌هاي توسعه روستايي متفاوتي را در پيش گرفته‌اند. قطعاً نمي‌توان بدون درنظرگرفتن تجربيات جهاني در اين زمينه و با تمركز صِرف بر اشتغالزايي در روستاها (بدون درنظر گرفتن استراتژي توسعه روستايي) توفيق چنداني بدست آورد (كه پايدار و ماندگار نيز باشد). چون اشتغالزايي و كارآفريني در فضايي مستعد رخ مي‌دهد و بدون وجود آن فضا عملاً نمي‌توان متوقع موفقيتي پايدار بود. رويكردها و استراتژي‌هاي توسعه روستايي را اينگونه مي‌توان تقسيم‌بندي نمود [29]:

 

الف. رويكردهاي فيزيكي-كالبدي:

1. استراتژي توسعه و بهبود زيرساخت‌هاي روستايي

زيرساخت‌هاي روستايي را مي‌توان سرمايه‌هاي عمومي و اجتماعي روستاها دانست كه بدين جهت توسعه اين زيرساخت‌هاي اجتماعي, فيزيكي و نهادي باعث بهبود شرايط و كيفيت زندگي و معيشت مردم محلي و ارتقاي كارايي زندگي اجتماعي و اقتصادي آنان خواهد شد. بعنوان مثال, توسعه زيرساخت‌هاي اجتماعي همچون تسهيلات و خدمات بهداشتي و آموزشي, باعث بهبود كيفيت منابع انساني و افزايش توانايي‌هاي آنان (در جايگاه‌هاي فردي و اجتماعي) خواهد شد. منظور از ايجاد, توسعه و نگهداري زيرساخت‌هاي روستايي, صرفاً تزريق نهاده‌هاي سرمايه‌اي به يك جامعه با توليد سنتي نيست, بلكه هدف ايجاد سازوكارها, نهادها و مديريت جديدي است كه در عمل نيازمند مشاركت وسيع روستاييان است. در واقع اين استراتژي, با همكاري مردم مي‌تواند به طور آگاهانه, ارادي و موفقيت‌آميز از دوران طراحي, برنامه‌ريزي و سرمايه‌گذاري گذر كرده و به شرايط مطلوب پايدار وارد گردد.

 

ب. رويكردهاي اقتصادي:

1. استراتژي انقلاب سبز

اين استراتژي داراي دو معناي به‌نسبه متفاوت است: يكي به معني دگرگوني كلي در بخش كشاورزي است به طوريكه اين تحول باعث كاهش كمبود مواد غذايي در كشور و مشكلات كشاورزي گردد. ديگري به معني بهبود نباتات خاص (بويژه گسترش انواع بذرهاي اصلاح‌شده گندم و برنج) و توليد زياد آنان است. براساس مطالعات ميسرا, انقلاب سبز باعث كاهش مهاجرت‌هاي روستايي نشده است و بعضاً باعث بروز اخلافاتي مابين نواحي روستايي (بخاطر بازده متفاوت زمين‌ها در اين محصولات اساسي) نيز شده است (توضيحات بيشتري در بخش استراتژي‌هاي توسعه اقتصادي آمده است).

 

2. استراتژي اصلاحات ارضي

اكثر كشورهاي جهان, براي گذار از يك ساخت ارضي به ساختي ديگر, اصلاحات ارضي را در برنامه‌ريزي‌هاي توسعه روستايي خود گنجانده‌اند. به عبارت ديگر, تجديد ساختار توليد و توزيع مجدد منابع اقتصادي را از اهداف عمده برنامه‌هاي توسعه روستايي خويش قلمداد نموده‌اند. از ديدگاه بسياري از صاحبنظران امر توسعه (همچون ميردال و تودارو), اصلاحات ارضي كليد توسعه كشاورزي است. البته در بعضي موارد نيز, به دليل ساماندهي نامناسب خدمات پشتيباني و تخصيص اعتبارات موردنياز, چيزي به درآمد زارعان خرده‌پا افزوده نمي‌شود.

 

3. استراتژي صنعتي‌نمودن روستاها

اگرچه در اين استراتژي, توسعه كشاورزي در فرآيند توسعه روستايي حايز اهميت است اما در عين حال بايد با توسعه فعاليت‌هاي صنعتي همراه شود. در بسياري از كشورها (بخصوص آسيايي‌ها) صرفاً زراعت نمي‌تواند اشتغال كافي و بهره‌ور ايجاد نمايد (ظرفيت زمين نيز محدود است) بدين جهت بايد به ايجاد اشتغال سودآور غيرزراعي نيز پرداخت تا تفاوت درآمد شهرنشينان و روستانشينان افزايش نيافته و مهاجرت روستاييان به شهر كاهش يابد. در اين راستا بايد اقدامات ذيل صورت پذيرد: (الف) ايجاد مشاغل غيرزراعي و فعاليت‌هاي درآمدزا, (ب) رواج مراكز روستايي دست پايين. اهداف عمده اين استراتژي را مي‌توان اينگونه برشمرد:

·        ايجاد اشتغال غيركشاورزي براي روستاييان بيكار يا نيمه‌بيكار در يك منطقه

·        همياري در جلوگيري از جريان مهاجرت به مراكز شهري

·        تقويت پايه‌هاي اقتصادي در مراكز روستايي

·        استفاده كامل (بيشتر) از مهارت‌هاي موجود در يك ناحيه

·        فرآوري توليدات كشاورزي محلي

·        تهيه نهاده‌هاي اساسي و كالاهاي مصرفي براي كشاورزان و ديگر افراد محلي

بيشتر اينگونه صنايع روستايي در كسب‌وكارهاي خرد (كوچك‌مقياس) شكل مي‌گيرند كه مي‌تواند بخش عمده‌اي از آن را صنايع دستي تشكيل دهد. اين صنايع دستي مي‌توانند از ابزارهاي پيشرفته‌تر براي كار خود بهره برده و بدليل سادگي و مقبوليت بيشتر در جوامع روستايي و امكانات اشتغالزايي بيشتر, كمك بيشتري به بهبود وضعيت روستاييان انجام دهند.

 

4. استراتژي رفع نيازهاي اساسي

اين استراتژي در جستجوي اتخاذ شيوه‌اي است تا براساس آن نيازهاي اساسي فقيرترين بخش از جمعيت روستايي را به درآمد و خدمات (در طول يك نسل), برطرف نمايد. نيازهاي اساسي شامل درآمد (كار مولد) و هم خدمات موردنياز زندگي مي‌شود. محورهاي اصلي اين استراتژي عبارتند از:

·        تغيير معيار برنامه‌هاي اجرايي از ”رشد“ به سمت ”نيازهاي اساسي“ كه از طريق اشتغال و توزيع مجدد صورت مي‌گيرد (به عبارت ديگر از ”رشد اقتصادي“ به ”توسعه اقتصادي“).

·        چرخش از اهداف ذهني به سمت اهداف عيني و واقعي

·        كاهش بيكاري

از اين رو رفع نيازهاي اساسي تهيدستان, در كانون مركزي اين استراتژي قرار مي‌گيرد و اهداف رشدمحور جاي خود را اهداف مصرفي مي‌دهند كه در مناطق روستايي با سرمايه و واردات كمتري (نسبت به بخش شهري) قابل انجام هستند.

 

ج. رويكردهاي اجتماعي-فرهنگي:

1. استراتژي توسعه اجتماعي

استراتژي توسعه اجتماعي محلي (جامعه‌اي), اهداف توسعه اقتصادي-اجتماعي را تواماً شامل مي‌شود و نويد مي‌دهد كه هم پايه‌هاي نهادهاي دموكراتيك را بنا نهد و هم در تامين رفاه مادي روستاييان مشاركت نمايد.

 

2. استراتژي مشاركت مردمي

از اين ديدگاه, مردم هم وسيله توسعه هستند و هم هدف آن. طرح‌هاي توسعه روستايي چه به لحاظ ماهيت طرح‌ها و چه به خاطر محدوديت امكانات و منابع دولتي, نيازمند مشاركت مردم در ابعاد وسيع هستند. در اين استراتژي بايد با تلفيق مناسب رويكردهاي بالا به پايين و پايين به بالا, امكان مشاركت گسترده مردم را در فرآيند توسعه روستايي فراهم آورد. محورهاي اصلي اين استراتژي عبارتند از:

·        تاكيد بيشتر بر نيازهاي مردم

·        تشويق و افزايش مشاركت مردم در هر مرحله از فرآيند برنامه‌ريزي

·        بسط و ترويج سرمايه‌گذاري‌هاي كوچك, كه مردم قادر به اجراي آن باشند

·        كاهش هزينه‌هاي مردم و در مقابل افزايش درآمدهاي آنان

·        تشويق مردم در جهت تداوم و نگهداري پروژه‌هاي توسعه (افزايش آگاهي‌هاي مردم و كاهش زمان و هزينه طرح‌ها و پروژه‌ها)

مشاركت در حكم وسيله‌اي براي گسترش و توزيع دوباره فرصت‌ها با هدف اتخاذ تصميم‌هاي جمعي, همياري در توسعه و بهره‌مندي همگاني از ثمرات آن است. اين مشاركت مي‌تواند در تمامي مراحل مختلف تصميم‌گيري, اجرا (عمليات, مديريت و اطلاع‌رساني), تقسيم منافع, و ارزيابي وجود داشته باشد.

 

د. رويكردهاي فضايي, منطقه‌اي و ناحيه‌اي:

1. استراتژي‌هاي تحليل مكاني

والتر كريستالر (1933) برمبناي نظريات جي.اچ.فون تونن و آلفرد وبر (1909) نظريه ”مكان مركزي“ را ارايه نمود كه براساس ميزان جمعيت, نقش و كاركرد, فاصله, پراكندگي سكونتگاه‌هاي انساني به شرح و تبيين ساختار (چارچوب) فضايي سكونتگاه‌ها و حوزه نفوذ آنان (و بالتبع سروساماندهي به نحوه چيدمان نقاط شهري و روستايي) مي‌پردازد. متخصصان اين زمينه با پذيرش علم جغرافيا (به عنوان تحليل‌گر فضاي زيست), به استفاده از نظريات برجسته ديگر در رابطه با تقسيم‌بندي فضايي-مكاني و ساماندهي فضا نيز مبادرت نمودند. سه نظريه مطرح در اين زمينه را مي‌توان به طور خلاصه اينگونه معرفي نمود:

- نظريه زمين‌هاي كشاورزي (جي.اچ.فون تونن): اين نظريه به تحليل چگونگي استفاده و سروساماندهي به زمين‌هاي كشاورزي مي‌پردازد. براساس اين نظريه فعاليت‌هاي كشاورزي و ارزش زمين‌ها متناسب با فاصله آن‌ها از بازار (شهري) تعريف مي‌شود (دواير متحدالمركزي حول شهرها).

- نظريه مكان‌يابي صنايع (آلفرد وبر): براساس اين نظريه, صاحبان صنايع مي‌كوشند مكاني را جهت استقرار كارخانه‌هاي خود برگزينند كه با حداقل هزينه توليد محصول و توزيع آنان (هزينه‌هاي حمل‌ونقل) همراه باشد. در واقع زنجيره‌اي از جريان كالا, خدمات و اطلاعات (وزن و نحوه تعامل آن‌ها) ما را قادر به مكان‌يابي صحيح صنايع مي‌كند.

- نظريه مكان مركزي (والتر كريستالر): براساس اين نظريه, هر مكاني كه موقعيت مركزي مي‌يابد با توليد و توزيع هرچه‌بيشتر كالا و خدمات در حوزه‌هاي اطراف (يا منطقه نفوذ) به تحكيم موقعيت مركزي خود مي‌پردازد, به همين خاطر, چنين مكان‌هاي مركزي, خدمات بيشتري را در خود متمركز مي‌سازند. برمبناي اين نظريه, نقاط مركزي در قالب نظامي سلسله‌مراتبي (مبتني بر جمعيت, فاصله, نقش يا كاركرد) عمل مي‌نمايند. طبق اين نظريه, خريداران, كالاها و خدمات موردنياز خود را از نزديك‌ترين بازار فروش دردسترس تهيه مي‌كنند.

 

2. استراتژي توسعه روستا-شهري

از پايان دهه 1970, در واكنش به زوال الگوهاي توسعه و پس از استراتژي ”نيازهاي پايه“ سازمان جهاني كار (1976), استراتژي توسعه روستا-شهري يا منظومه كشت-شهري (اگروپوليتن) مطرح گرديد. براي درك بهتر اين استراتژي بايد الگوي ”مركز-پيرامون“ و استراتژي نيازهاي پايه را دانست.

تحقيقات فريدمن (در آمريكاي جنوبي) نشان داده است كه مي‌توان فضاي زندگي را به دو بخش ”مركز“ و ”پيرامون“ تقسيم نمود كه رابطه بين اين دو نظام, استعماري است و پيامد آن قطبي‌شدن در مركز و حاشيه‌اي‌شدن در پيرامون است. استراتژي نيازهاي پايه نيز چرخش آشكاري بود از استراتژي‌هاي متداول توليدمحور, صنعت‌مدار و شهرگرا به سمت استراتژي‌هاي مردم‌محور, كشاورزي‌مدار و روستاگرا.

استراتژي روستا-شهري برمبناي الگوي مركز-پيرامون (تجمع سرمايه و منافع در نقاط شهري) و متاثر از استراتژي نيازهاي پايه (رفع فقر و ايجاد اشتغال, خوداتكايي, و تامين مايحتاج اصلي), اين محورها را براي توسعه مناطق روستايي پيشنهاد مي‌كند: درون‌گرايي, حفاظت‌گرايي, خودگرداني (خودكفايي), و نهادينه‌سازي مشاركت. اگر قرار است منظومه كشت-شهري توسعه يابد, بايد توسعه را خود بخش‌ها تعيين كرده, خود راه‌اندازي كرده, خود ساخته و خود صاحب شوند. مديريت مناسبات نظام‌ها نيز بايد توسط شورايي متشكل از نمايندگان بخش‌هاي مختلف (و مديران ملي) انجام پذيرد.

 

3. استراتژي يوفرد

اين استراتژي برپايه نقش فعاليت‌ها و كاركردهاي شهري در توسعه روستايي (و منطقه‌اي) تعريف مي‌شود كه شامل اين مراحل مي‌گردد: تجزيه و تحليل منابع ناحيه‌اي, تدوين نقشه تحليلي منطقه, تحليل نظام سكونتگاهي, تحليل ارتباطات فضايي, تحليل دسترسي‌ها (ارتباطات), تحليل شكاف عملكردي, تنظيم استراتژي‌هاي توسعه فضايي, تعيين نارسايي پروژه‌ها و برنامه‌هاي توسعه, بازبيني و نهادينه‌سازي تحليل‌هاي فضايي در برنامه‌ريزي روستايي و ناحيه‌اي.

اين استراتژي با ارايه اطلاعات فراوان و ذي‌قيمتي به سياست‌گذاران و برنامه‌ريزان, آنان را در توزيع سرمايه‌گذاري‌ها در راستاي يك الگوي متعادل جغرافيايي (اقتصادي و فيزيكي) ياري مي‌دهد. برمبناي اين استراتژي, وجود شهرك‌ها و مراكز كوچكي (به عنوان بازار محصولات كشاورزي), كه خدمات اجتماعي اوليه و امكانات عمومي را نيز در اختيار روستاييان قرار مي‌دهند, بخاطر پيوندهاي مابين خود و مناطق روستايي, مي‌توانند به‌گونه‌اي بهتر به شكل‌گيري اسكلت موردنياز توسعه روستايي ياري رسانند.

 

4. استراتژي نظام سلسله‌مراتبي سكونتگاه‌ها و برنامه‌ريزي مراكز روستايي

بسياري از كشورهاي درحال‌توسعه فاقد الگوي استقرار هستند و ممكن است در سلسله‌مراتب سكونتگاهي, مراكز مياني و واسطه مجهز داشته باشند اما مراكز سطح پايين ندارند و يا اينكه مراكز كنوني, بخشي از نظام سلسله‌مراتب نقاط مراكزي (يكپارچه از نظر كاركردي) را تشكيل نمي‌دهند. نظام فضايي (پديد آمده) بايد بگونه‌اي باشد كه براي انتقال رشد اقتصادي و تامين خدمات و كالاهاي كافي مناسب باشد. در فرآيند برنامه‌ريزي ناحيه‌اي توسعه, اين استراتژي حد ميانه تمركزگرايي (مانند قطب رشد) و تمركززدايي (همچون منظومه كشت-شهري) را برگزيده و تجميع غيرمتمركز و به عبارت بهتر, ”تمركززدايي با تجميع“ را پيشنهاد كرده است. در واقع اين نظريه, راه‌حلي اصلاح‌طلبانه براي كاستي‌ها و نارسايي‌هاي توسعه فضايي متدوال, كه قطبي شده و باعث ايجاد اختلافات ناحيه‌اي شده است, مي‌باشد.

”جانسون“, جمع‌بندي نظريه‌ها را در گرو سياست‌گذاري فضايي براي دستيابي به توسعه مي‌دانست, اما كليد توسعه روستايي را در وجود شبكه‌اي از شهرهاي كوچك (كه واسطه ارتباط با شهرهاي بزرگ مي‌شوند) ديده است. در واقع دسترسي فضايي به فرصت‌ها و توليدات را با ايجاد و تقويت اين گونه شهرها پيشنهاد نموده است. ”رندنيلي“ معتقد بود بايد ايجاد شهرهاي كوچك در پيوند با حوزه‌هاي روستايي, محور قرار گرفته تا تنوع‌بخشي به اقتصاد, صنعتي‌نمودن, عرضه پشتيباني و تجاري‌سازي كشاورزي و امثالهم, و در نهايت سازماندهي و مديريت توسعه به خوبي برآورده شود. برخلاف او كه پركردن خلا سلسله‌مراتبي را از بالا به پايين مدنظر قرار داده است, ”ميسرا“ (پژوهشگر معروف هندي), ساختن چنين فضايي را عمدتاً از پايين به بالا مدنظر قرار داده است (از كوچكترين نقطه روستايي ممكن).

در الگوي رشد مراكز روستايي (”كميسيون پيرسون“), عمدتاً مراكز روستايي نقاطي هستند كه بايد براي  جهت‌دهي مناسب به فرآيند توسعه, تسهيلات و امكانات قابل‌قبولي را در آنان متمركز نمود. تمركز اين تسهيلات نيل به تخصص مناسب و موثر در زمينه خدمات و همچنين ايجاد تحرك كنترل‌شده توسعه را در پي خواهد داشت. هدف اين الگو, فوريت‌بخشي و تقويت شبكه‌اي از نقاط مركزي در نواحي روستايي و توزيع مناسب مراكز زيستگاهي (در بخش‌هاي پايين سطح و واسط مياني) است.

 

5. استراتژي توسعه يكپارچه ناحيه‌اي

مهمترين دلايل روي‌آوري به اين استراتژي, عبارتند از:

·        استفاده بهتر از سرمايه, نيروي انساني و عوامل توليد

·        استخراج و بكارگيري بهينه منابع محلي

·        مشاركت آزادانه مردم در سطح ناحيه (كه كوچكتر از منطقه است)

·        تجانس بيشتر در ناحيه به علت كوچكي نسبت به منطقه

·        همكاري بهتر سازمان‌هاي مختلف درگير در امر برنامه‌ريزي

هدف از اين استراتژي يكپارچه‌سازي كليه امور توسعه در ناحيه است. برنامه‌ريزي ناحيه‌اي, برنامه‌ريزي براي مراكز روستايي (فقط ناحيه نه الزاماً جزيي از فرآيند برنامه‌ريزي ملي) است, به شرط آنكه به پيوند با مراكز شهري بزرگتر واقع در خارج از سلسله‌مراتب ناحيه نيز توجه كافي مبذول دارد (برنامه‌ريزي توزيع‌شده). به عبارت ديگر, توسعه يكپارچه ناحيه‌اي, روشي است براي اجراي همزمان فعاليت‌هاي مربوط به برنامه‌ريزي‌ چندمنظوره, كه البته اين فعاليت‌ها در هر دو سطح كلان و خرد صورت مي‌پذيرد (كشاورزي,‌ صنعت و خدمات) و ابعاد اقتصادي, اجتماعي, فضايي و سازماندهي را با هم دربرمي‌گيرد. ويژگي‌هاي اصلي توسعه يكپارچه ناحيه‌اي عبارتند از: هماهنگي بين بالا و پايين, يكپارچگي ميان‌بخشي و برقراري روابط متقابل مابين چهار جنبه اصلي توسعه (اقتصادي, اجتماعي, فضايي و سازماندهي).

 

6. استراتژي توسعه زيست-ناحيه

”زيست-ناحيه“ را مي‌توان در كل معادل ”قلمرو زندگي“ دانست كه عبارتست از سطح جغرافيايي قابل‌تشخيصي كه شامل نظام‌هاي زندگي به‌هم‌پيوسته و خودنگهداري (از نظر بازتوليد طبيعت) بوده و در نتيجه روابط ارگانيك بين تمامي اعضاي ناحيه برقرار است. توسعه متوازن يك ”اجتماع“ يعني انسان و محيط زيست اطراف او باعث مي‌شود طي يك روند اخلاقي پايدار, رشد و پيشرفت مستمر مردم (به عنوان هدف اصلي) در تعاملي سازنده با محيط اطراف محقق شود و به زمين, هوا, آب و كلاً محيط زيست انسان لطمه‌اي وارد نشود. اين استراتژي ملهم از انديشه توسعه پايدار است.

 


 

نوشته شده توسط مهدی درخشان در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 ساعت 14:0 موضوع | لینک ثابت


ای گل

ای گل سنی دنیایه مقابل توتارام من                    دنیا منیم اولسا سنه خاطر آتارام من

ناز ایلمه منن اوزوی چکمه کناره                             اولدوز اولاسان گوده سنه یول تاپارام من


 

نوشته شده توسط مهدی درخشان در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت 16:49 موضوع | لینک ثابت


قیسمت

گوزل

 

 

Qismət

 

Baxiram gül üzuvə hər zaman həsrət lə gözəl

 

Siniram mən sənə xatir belə heybət lə gözəl

 

Dedilər istəmir o heç səni onnan üzaq ol

 

Yaniram sevgi otuvda duzi rəğbət lə gözəl

 

Meylin olsa səni mən yar elərəm hətta əgər

 

Lazim olsa savaşam min dənə millət lə gözəl

 

Bilirəm vardi sənin naz o ədan dunya qədər

 

Eybi yox mən çəkərəm nazivi ləzzət lə gözəl

 

Sevəsən sevmiyəsən mən səni çoxli sevirəm

 

Ola bulməz qaçasan sən bu həqiqət lə gözəl

 

Anniva böylə yazilmiş ki mənə yar olasan

 

Üzaq olmaz gəzəsən yazili qismət lə gözəl

 

 

سئوگی

 

قیسمت

 

باخیرام گول اوزووه هر زامان حسرت له گوزل

 

سینیرام من سنه خاطیر بئله هیبت له گوزل

 

دئدیلر ایسته میر او هئچ سنی اوننان اوزاق اول

 

یانیرام سئوگی اوتوودا دوزی رغبت له گوزل

 

میلیین اولسا سنی من یار الرم حتی اگر

 

لازیم اولسا ساواشام مین دنه میللت له گوزل

 

بیلیرم واردی سنین ناز و ادان دونیا قدر

 

عیبی یوخ من چکرم نازیوی لذت له گوزل

 

سئوه سن سئومیه سن من سنی چوخلی سئویرم

 

اولا بولمز قاچاسان سن بو حقیقت له گوزل

 

آننیوا بویله یازیلمیش کی منه یار اولاسان

 

اوزاق اولماز گزه سن یازیلی قیسمت له گوزل

 

 

səni sevirəm 

 


 

نوشته شده توسط مهدی درخشان در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:51 موضوع | لینک ثابت


گل طبیبیم

seni seviram sevgilim

 

Gəl təbibim

 

Gəl təbibim özgələr dərdimə dərman eyləməz

 

Gəlbimi biganələr heç vaqt pərişan eyləməz

 

Olmuşam mən tək sənə heyran bu aləmdə gözəl

 

Könlumi başqa baxişlar bul ki heyran eyləməz

 

Qurban oldum mən sənin husni jəmalivə maral

 

Bu ürəg ayrilara canimi qurban eyləməz

 

Bu dağilmiş dunyami çondərdin ey can cənnətə

 

Duzəxi sən dən söra heç kimsə rizvan eyləməz

 

Gər səni mən bulməmiş incitmişam sən əfv elə

 

Bul ki aşiq öz sevən dildari giryan eyləməz

 

Sən gözəllər yurdi Azərbaycanin bir naz qizi

 

Səndən ayrisi məni bul duzli oğlan eyləməz

 

 

کونول

 

 

گل طبیبیم

 

گل طبیبیم ئوزگه لر دردیمه درمان ائیله مز

 

قلبیمی بیگانه لر هئچ واقت پریشان ائیله مز

 

اولموشام من تک سنه حیران بو عالمده گوزل

 

کونلومی باشقا باخیشلار بول کی حیران ائیله مز

 

قوربان اولدوم من سنین حوسنی جمالیوه مارال

 

بو ئورگ آیری لارا جانیمی قوربان ائیله مز

 

بو داغیلمیش دونیامی چوندردین ای جان جنته

 

دوزخی سندن سورا هئچ کیمسه ریضوان ائیله مز

 

گر سنی من بولمه میش اینجیتمیشم سن عفو ائله

 

بول کی عاشیق اؤز سئون دیلداری گریان ائیله مز

 

سن گوزللر یوردی آذربایجانین بیر ناز قیزی

 

سن دن آیریسی منی بول دوزلی اوغلان ائیله مز

 

 

باغیشلا منی 


 

نوشته شده توسط مهدی درخشان در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:50 موضوع | لینک ثابت


نازلی انام

 

آی آنا جان

 

Yaz qələm nazli anamdan

 

Yaz qələm nazli anamdan ki qolum yazmağa qaxmir

 

O gözəl mehribanim dan ki əlim day ona çatmir

 

Yazginan taysiz anam dan o qara telli maral dan

 

Ta ki bu təbıim oyansin ki onun layiqi yazmir

 

Yazginan göyçək anam dan o şirin laylayisin dan

 

Bəyə bulsun ki bü gözlər başqa bir laylaya yatmir

 

O ki getdi eləbir gülzarimin bağbani getdi

 

Söldi qəlbimdə ki güllər ona bir gül daha aşmir

 

gəlir o hey Yüxüma söyluyuri ağlama bəsdi

 

Olmuri ay ana canim bu könül day sözə baxmir

 

Diyillər ahu baxişli o anan göylərə uşdi

 

Sən ki mənsiz getməziydin bu mənim beynimə batmir

 

 

 

 آنا

 

 

یاز قلم نازلی آنام دان

 

یاز قلم نازلی آنام دان ، کی قُولوم یازماغا قاخمیر

 

او گؤزل مهریبانیم دان ، کی الیم دای اونا چاتمیر

 

یازگینان تایسیز آنام دان ، او قارا تئللی مارال دان

 

تا کی بو طبعیم اویانسین ، کی اونون لاییقی یازمیر

 

یازگینان گؤیچک آنام دان ، او شیرین لای لاییسین دان

 

بیه بولسون کی بو گؤزلر ، باشقا بیر لای لایا یاتمیر

 

او کی گئتدی ائله بیر گولزاریمین باغبانی گئتدی

 

سولدی قلبیمده کی گوللر ، اونا بیر گول داحا آشمیر

 

گلیر او هی یوخوما سویلویوری آغلاما بسدی

 

اُولموری آی آنا جانیم بو کؤنول دای سؤزه باخمیر

 

دییللر آهو باخیشلی او آنان گؤیلره اوشدی

 

سن کی من سیز گئتمزییدین ، بو منیم بینیمه باتمیر

 

 

آنا جان هارداسان ؟


 

نوشته شده توسط مهدی درخشان در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:49 موضوع | لینک ثابت